شکر

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(شُ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

شکر در عربی سُکَّر و در انگلیسی SUGAR و در دیگر زبانها همه ریشه فارسی دارند زیرا شکر از ایران به جاهای دیگر رفت .

مصدر لازم[ویرایش]

  1. سپاسگزاری کردن.

(اِم

صفت[ویرایش]

  1. سپاسگزا

ریشه[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. سپاس.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(ش کَ)

ریشه‌شناسی[ویرایش]

  1. عصارة شیرینی که از چغندر قند یا نیشکر گیرند.
  2. کنایه از: سخن شیرین.
  3. در ترکیب با برخی واژه‌ها معنای خوش و دلنشین می‌دهد. مانند: شکر - خواب، شکرخند، شکرلب.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

  1. پسوندی که معنای شکار کننده و نابود کننده می‌دهد، مانند: دشمن شکر.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

اسم[ویرایش]

  1. شکر
    چایت را با شکر سفید شیرین میکنی یا با شکر قهوه‌ای؟

برگردان‌ها[ویرایش]

ایتالیایی

اسم[ویرایش]

zucchero

انگلیسی
sugar