شیر

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. مایعی سفید رنگ و مغذی با طعم شیرین که از پستان‌های پستانداران ماده پس از زایمان ترشح می‌شود. ؛~ پاک خورده کنایه از: اصیل و با اصل و نسب، با حسن نیت و خوش عمل. ؛ از ~ مرغ تا جان آدمیزاد کنایه از: چیزی که یافتنش در حکم محال باشد.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

ریشه‌شناسی[ویرایش]

  1. پستانداری است وحشی و گوشت خوار از راستة گربه سانان که بسیار نیرومند و چابک

استعاره[ویرایش]

  1. نر آن یال دارد.

(عا.)

  1. موفق، پیروز. ؛ ~ بچه کنایه از آن که با وجود جوانی بسیار شجاع و دلیر

استعاره[ویرایش]

؛~ کردن کسی برانگیختن آن کس، تشجیع و تحریک کردن وی. ؛ ~و خط انداختن قرعه کشیدن یا فال زدن یا قمار کردن. (در سکه‌های رایج پیش از انقلاب اسلامی بر یک روی نقش شیر و خورشید و بر رویة دیگر ارزش سکه به خط عادی حک شده بود)

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین
  1. ابزاری فلزی که به لوله‌های گاز یا آب برای باز یا بستن آن وصل می‌کنند. ؛ ~فلکه شیر قطع و وصل یا تنظیم جریان سیال با دستة دایره‌ای شکل.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین
یک شیر نر
شیر آب
یک لیوان شیر

اسم[ویرایش]

شیر (جمع شیر‌ها)

  1. مایعی خوراکی است که توسط غدد پستان پستانداران تولید می‌شود. شیر غذای اصلی نوزادان را تشکیل می‌دهد که هنوز توانایی گوارش غذاهای گوناگون را ندارند.
  2. جانوری نیرومند با سری بزرگ، پاهای بزرگ و قوی و دمی بلند از جنس پلنگ‌شکلان است.
  3. وسیله‌ای که برای باز و بست، تنظیم و کنترل جریان مایعات یا گازها به کار می‌رود.


برگردان‌ها[ویرایش]

کردی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. شیر
  1. (نوشیدنی)

شیر

ایتالیایی

اسم[ویرایش]

latte

انگلیسی
sop