عامل

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(مِ)

عربی[ویرایش]

(اِ

فارسی[ویرایش]

  1. عمل کننده.
  2. کارگزار، کسی که امور مالی یا ملکی کس دیگر را اداره کند.
  3. والی، حاکم.
  4. در قدیم بزرگترین مأمور وصول مالیات.

اسم[ویرایش]

  1. هر عنصر ریاضی مانند عدد، حرف و عبارت که جزیی از یک حاصل ضرب باشد.
  2. نمایندة شرکت، سازمان یا ارگان دیگر برای فروش کالای آن‌ها.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
propellent