پرش به محتوا

غو

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

گونه‌های دیگر نوشتاری

[ویرایش]

ریشه‌ لغت

[ویرایش]
  • گیرش‌شده از بهاری: غَو

آوایش

[ویرایش]
  • /غو/

اسم

[ویرایش]

غو

  1. بانگ، فریاد.
    پس از دیده‌گه دیده‌بان کرد غو/ که ای سر فرازان و گردان نو «فردوسی»
  2. قو: قسمی قارچ خشک کرده که در آن از چخماق آتش افکنند و زود درگیرد.



ترجمه
  • انگلیسی: qoo

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین/ شاهنامه