فاق
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- عربی
آوایش
[ویرایش]- /فاق/
اسم
[ویرایش]فاق
- چاک، شکاف. شکاف میانِ قلم. شکاف میان ریش بلند. در خیاطی، فاصله خشتک شلوار تا کمر.
- نوعی پارچه از جنس تافته. کاسه پر از طعام. روغن زیتون پخته.
- سوفار، بخش انتهایی تیر. وسط چله کمان.
- دشت هموار.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین