قابل

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

(بِ)

عربی[ویرایش]

(اِ

فارسی[ویرایش]

  1. پذیرنده، قبول کننده.
  2. لایق، سزاوار.
  3. باتجربه، کارآزموده.
  4. بسیار، زیاد.
  5. آتیه، آینده. مق ماضی.
  6. ضامن.
  7. جزء پیشین بعضی از کلمه‌های مرکب به معنی «شایسته، درخور، مناسب»: قابل اعتماد، قابل اعتنا.
  8. جزء پیشین بعضی از کلمه‌های مرکب به معنی «دارای امکان و توانایی قبول کار یا حالتی»: قابل اجرا، قابل تحمل.


قاْبِلْ :(ghabel) در گویش گنابادی یعنی ارزش ، قیمت ، خوب ، کاردرست ، لایق ، معمولا برای تعارف بکار میرود در هنگام گرفتن ثمن در بیع

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

ایتالیایی

صفت[ویرایش]

idoneo

انگلیسی
thorough paced