قالب

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

(لِ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. پیکر، هیکل.
  2. شکل، هیئت.
  3. آلتی که جسمی شکل پذیر را در داخل یا خارج آن نهاده به صورت آن آلت درآورند، قالب کفش.
  4. واحدی برای قطعات بریدة معین ؛ قالب پنیر.
  5. جزو، رکن (علم عروض)
  6. ~تهی کردن الف - بی نهایت ترسیدن. ب - کنایه از: مردن. ؛~کردن گول زدن خریدار و فروختن جنس نامرغوب به او.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
template