قشلاق
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- گیرششده از بهاری: غشلاغ
آوایش
[ویرایش]- /قِشلاق/
اسم
[ویرایش]قشلاق
اسم مصدر
[ویرایش]- اقامت در چنین جایی.
کهنواژه
[ویرایش]- قشلاق ممکن است در زبان معیار باستان به دو بخش قِش - لاق قابل تجزیه باشد، و در دنیای باستان همراه ییلاق، یا ییلاق قشلاق صرف نمیشده است. کاربرد فراون داشته با مفهوم خاص، بدین صورت که هر شیار کوهی اگر آب جاری دائم برای مصارف حیاتی داشت توسط عمّال سلاطین قرق میشده برای تولید مثل حیوانات مورد نیاز مانند اسب، قاطر، و یا خر. جفتگیری این حیوانات نیز در قشلاق انجام میپذیرفت کُرّههای آنها میتوانستند از آب و علوفه فراوان قشلاق بهره ببرند و بزرگ شوند.
| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ||||||||
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین
پانویس
[ویرایش]- ↑ واژه قشلاق پسوندِ مکانیِ ( لاخ ) با واژگانِ ( لای، لایه ) در زبان پارسی از یک بُن و ریشه است، و جالب است که بدانید واژه ( لاخ ) در زبان پارسی با واژه ( Lage لاگِ ) به چمِ ( جا، مکان، موقعیت، وضعیت، لایه ) در زبان آلمانی از یک بُن و ریشه است و همچنین با واژگانِ ( loc، local، location ) و ( to lay ) در زبان انگلیسی ، همبسته و مرتبط است. اکنون معما ساده شده است؛ چراکه به آسانی می توانید با یک جستجوی ساده ( Lage etymology ) واژگانِ همبسته با آن را در زبانهای گوناگون مانندِ ( هیتی، تخاریA، تخاری B، زبانهایِ اسلاویک و. . . ) پیدا کنید. برای نمونه در زبان لاتویایی ( luga ) به چمِ ( گِل و لای، لجن، ته مانده ) یا در زبانِ هندواروپایی و باستانیِ هیتی ها که بیشترین اشتراک را با زبان پارسی دارد، واژه ( la - a - ki ) را داریم.