پرش به محتوا

قماش

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]

آوایش

[ویرایش]
  • /قُماش/

اسم

[ویرایش]

قماش

  1. پارچه، پارچه نخی. گدر فارسی ← مفردِ اقمشه.
  2. خرده ریز از هر چیزی. رخت، کالا، اسباب خانه.
  3. قُماشْ: در گویش گنابادی یعنی سِلْک، شیوه، روش، نسب، خون، سِلْخ، رگ و پی (از هَمّو قماشی = از همان سلک است ، به همان شیوه میرود ، از همان خون و نسب است).


ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین