پرش به محتوا

قید

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • گیرش‌شده از بهاری: قَید

آوایش

[ویرایش]
  • /قَید/

اسم

[ویرایش]

قید

  1. (مجاز): افزودن مطلبی به نوشته یا گفته‌ای، ذکر، یادداشت.
  2. (مجاز): آنچه انسان را به تکلف و زحمت می‌اندازد، و به آداب خاصی پای‌بند می‌کند. سنت، رسم.
  3. (مجاز): حبس، زندان، و بند، زنجیر. بصورت جمع: قیود، اقیاد.
  4. (ادبی): در دستور زبان، کلمه یا گروهی از کلمات که درباره مفهوم فعل، صفت، مسند، مصدر، قیدِ دیگر، تمیز، یا جمله توضیح می‌دهد و آنها را با مفهومی تازه مقید می‌کند.
  5. شرط، عهد، پیمان.
  6. کلمه‌ای است که غیر از اسم کلمات دیگری مانند فعل و صفت، را به زمان، مکان یا حالت خاصی مقید سازد.



ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین/ فرهنگ بزرگ سخن