مات

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

فارسی[ویرایش]

صفت[ویرایش]

  1. تار، کدر.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین
  1. حیران، سرگشته.

اسم[ویرایش]

  1. وضعیتی در بازی شطرنج که شاه قادر به هیچ حرکتی نیست و بازی به اتمام می‌رسد.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین


(شطرنج) باخت در شطرنج

صفت[ویرایش]

  1. سرگردان، حیران، مبهوت
  2. تیره، کدر، بی‌برق، بی‌جلا

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
quizzical