مثبت

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

(مُ ثَ بَّ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

(اِمف.)

  1. محکم کرده، استوار کرده.
  2. برجای داشته.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(مُ ثَ بِّ)

  1. محکم کننده، استوار کننده.
  2. برجا دارنده.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(مُ بَ)

ریشه‌شناسی[ویرایش]

صفت[ویرایش]

  1. ثبت شده.
  2. استوار شده، برقرار.
  3. ثابت شده، مدلل.
  4. دارای جنبة موافقت و پذیرش.
  5. خوشایند و خوب.
  6. ویژگی کمیتی بزرگ تر از صفر (ریاضی)

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(مُ بِ)

  1. ثابت کننده، مدلل سازنده.
  2. استوار کننده.
  3. ثبت - کننده.

جمع[ویرایش]

  1. مثبتین.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

عربی[ویرایش]

(اِ

(اِ

برگردان‌ها[ویرایش]

ایتالیایی

صفت[ویرایش]

positivo

صفت[ویرایش]

obiettivo

انگلیسی
positive