مس

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(مَ سّ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

(اِم

صفت[ویرایش]

  1. دست مالی، سایش.
  2. دیوانگی.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(مَ)

  1. بزرگ، مه.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(مِ)

اسم[ویرایش]

  1. فلز چکش خور و سرخ رنگی که هادی الکتریسته نیز می‌باشد. در دمای ۱۰۸۳ درجه ذوب می‌شود.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

اسم[ویرایش]

الگو:فلز:مس

برگردان‌ها[ویرایش]


پشتو[ویرایش]

اسم[ویرایش]

الگو:فلز:مس

برگردان‌ها[ویرایش]

ایتالیایی

اسم[ویرایش]

rame

انگلیسی
copper