منشور

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(مَ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

(اِ مف.)

  1. نشر شده، گسترده شده.
  2. برانگیخته شده، مبعوث.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(مَ)

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. فرمان، فرمان پادشاهی.
  2. شکلی هندسی که قاعده‌هایش یک چند ضلعی و وجوه جانبیش متوازی الاضلاع باشد.
  3. جسمی از جنس بلور به شکل منشور که نور پس از عبور از آن تجزیه می‌شود.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
prism