نستور
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- یونانی باستان
| ویکیپدیا مقالهای دربارهٔ نستور دارد |
آوایش
[ویرایش]- [نس/ تور]
اسم
[ویرایش]نستور
- پیر مرد دانا، پیر مرد مشاور عاقل جنگتروآ.
کهنواژه
[ویرایش]- این اصطلاح قرابت نزدیک با نستوه شاهنامه دارد و ممکن است به دو بخش نَس - تور تجزیه گردد. در زبان بهاری نس با نحس فارسی مترادف است و تور به معنی تور انداختن، دام نهادند و تعابیر مشابه دارد. سرجمع نستور را باید دام یا دامگذار بدشگون توصیف نمود.
| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ||||||||
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت انگلیسی به فارسی