هوا
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- اوستایی و پهلوی
آوایش
[ویرایش]- /هَوا/
اسم
[ویرایش]هوا
- (شیمی): گازی است بیرنگ و بیبو و بیطعم و نامریی که تمام کره زمین را فرا گرفته، جوّ، فضا.
- تحلیل ریشهشناسی واژهی «هوا» با استناد به منابع معتبر اوستایی، پهلوی و سانسکریت ارائه میشود: --- 1. اوستایی واژه: vayu معنی: باد، هوا؛ در اوستا هم معنای فیزیکی «باد» دارد و هم گاه به عنوان انرژی یا نیروی طبیعی در متون زرتشتی ذکر میشود. منابع: Boyce, Mary. A History of Zoroastrianism, Vol. 1: The Early Period. Brill, 1975. Vendidad، فصل ۱۳، بند ۸. --- 2. پهلوی (فارسی میانه) واژه: wād / wādān معنی: باد، هوا؛ همچنین به شکل andarwād به معنی «در هوا» یا «آویخته» ثبت شده است. کاربرد فرهنگی: گاه به عنوان «وای!» یا ابراز افسوس و اندوه نیز دیده شده که بازماندهای از ارتباط با ایزد باد (Vāyu) در سنت زرتشتی است. منابع: Kzāzī, Mir Jalal. Nameh-ye Bāstān, Vol. 1, 1385, ص. 226. Christensen, Peter. Iran in the Sassanian Era, 1944, ص. 177. لغتنامه دهخدا، مدخل «وای». --- 3. سانسکریت واژه: vāyu معنی: باد، هوا؛ همچنین نام ایزد باد در اساطیر هندی. تطبیق معنا و ریشه با اوستایی: دقیقاً همریشه با اوستایی و پهلوی است و نشاندهنده یک ریشهی هندواروپایی برای واژههای مرتبط با باد و هواست. منابع: Monier-Williams, A. A Sanskrit-English Dictionary, Oxford University Press, 1899. Macdonell, Arthur A. A Vedic Grammar for Students, 1910. --- نتیجهگیری ریشهشناسی واژهی «هوا» در فارسی نوین از همان ریشهی باستانی vā(y/u) در اوستایی و پهلوی گرفته شده و با سانسکریت vāyu همخانواده است. معنای اصلی آن «باد» یا «هوا» بوده و بعدها در فارسی کاربرد گستردهتر پیدا کرده است. --- منابع معتبر کتابی برای مطالعهی بیشتر در این زمینه، منابع زیر توصیه میشود: Boyce, Mary. A History of Zoroastrianism, Vol. 1: The Early Period. Brill, 1975. Macdonell, Arthur A. A Vedic Grammar for Students, 1910. Monier-Williams, A. A Sanskrit-English Dictionary, Oxford University Press, 1899. Kzāzī, Mir Jalal. Nameh-ye Bāstān, Vol. 1, 1385. Christensen, Peter. Iran in the Sassanian Era, 1944. لغتنامه دهخدا، مدخل «وای».
اسم
[ویرایش]- هوی، میل نفس، آرزو. اوضاع، احوال، شرایط.
––––
استعاره
[ویرایش]- هوای گرگ و میش گرگ و میش: آغاز روشن شدن هوا در صبح.
- هوا پس بودن کنایه از: نامناسب و معمولا خطرناک بودن اوضاع.
––––
برگردانها
[ویرایش]منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین
- فرهنگ بزرگ سخن