پرش به محتوا

واج

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌ لغت

[ویرایش]
  • اوستایی و پهلوی

آوایش

[ویرایش]
  • /واج/

اسم

[ویرایش]

واج

  1. (زبان‌شناسی): آوای متمایز کننده معنی در زبان، چنانکه ب و پ در زبان فارسی که در امثال بَر و پَر معنی را متمایز میکنند.
  2. (قدیم): کلمه، واژه. گفتار، کلام، سخن.
  3. دعا و وردی که زرتشتیان هنگام مراسم مذهبی می‌خوانند. واچ.
  4. ریشه‌شناسی واژه‌ی «واچ» و ارتباط آن با واژه‌ی «واچ» / «واج» در فارسی را به شکل زیر ارائه کرد و منابع را در انتها ذکر کرد: --- ریشه‌شناسی واژه‌ی «واچ / واج» 1. اوستایی واژه‌ی اوستایی vâcha به معنای «سخن، گفتار» است. ریشه‌ی آن از زبان‌های هندواروپایی باستان (PIE) wekʷ- / wāk- گرفته شده که معنای «گفتن، بیان کردن» دارد. این واژه در اوستایی برای اشاره به گفتار انسانی، بیان و سخن به کار رفته است. 2. سانسکریت در سانسکریت، واژه‌ی vāca به معنای «سخن» وجود دارد و مستقیماً با همان ریشه‌ی هندواروپایی مرتبط است. این نشان‌دهنده‌ی پیوند تاریخی و زبانی بین زبان‌های ایرانی و هندی باستان است. 3. پهلوی معادل‌های پهلوی مانند wāg یا wāč مستقیماً از اوستایی و ریشه‌ی هندواروپایی گرفته شده‌اند و در متون پهلوی برای «گفتار» یا «سخن» به کار رفته‌اند. این نشان می‌دهد که واژه‌ی «واچ» نه یک نوآوری فارسی نوین است و نه صرفاً پهلوی، بلکه بخشی از میراث مشترک زبان‌های ایرانی و هندواروپایی است. 4. تحلیل تطبیقی واژه‌ی «واچ / واج» نمونه‌ای روشن از واژه‌های بنیادی هندواروپایی است که در اوستایی، پهلوی و سانسکریت حفظ شده‌اند. استفاده از این واژه در فارسی معاصر به صورت «واج» یا «واچ» نشان‌دهنده‌ی استمرار معنا و شکل واژه در طول تاریخ زبان‌های ایرانی است. --- منابع اوستایی: Bartholomae, Christian. Altiranisches Wörterbuch. 1913. Darmesteter, A. The Zend-Avesta Part I & II. 1880s. MacKenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary. 1961. پهلوی: Boyce, Mary. A Zoroastrian Pahlavi Dictionary. 1991. Klingenheben, A. Handbuch der Pahlavi-Wörter. 1906. Gignoux, Ph. Dictionnaire de la langue pehlvi. 1977. سانسکریت و تطبیق با زبان‌های ایرانی: Monier-Williams, M. A Sanskrit-English Dictionary. 1899. Mayrhofer, Manfred. Etymologisches Wörterbuch des Altindoarischen. 1986–2000. Benveniste, Émile. Études indo-européennes. 1935–1950. مطالعات تطبیقی اوستایی-پهلوی-سانسکریت: Skjærvø, Prods Oktor. The Iranian Languages. Cambridge, 2006. Hoffmann, Karl. Avestische Laut- und Flexionslehre. 1965. ---

صفت

[ویرایش]
  1. گیج، حیران، سرگردان، هاج و واج.



ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت مغین