پرش به محتوا

پخمه

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌ لغت

[ویرایش]
  • فارسی

آوایش

[ویرایش]
  • /پَخْمه/

صفت

[ویرایش]

پخمه (گفتگو)

  1. ویژگی آنکه کُند ذهن و نادان و بی‌دست و پا و زود گول می‌خورَد. ساده‌لوح، بی‌عرضه.
  2. پِخْمَ: در گویش گنابادی یعنی ترسو ، کنایه از کسی که از سایه خودش هم میترسد و پِخْ کنند ممکن است غش کند.

ِ

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ برزگ سخن/ فرهنگ لغت معین