پرش به محتوا

پذیرنده

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

اسم

[ویرایش]

پذیر - انده

  • ناژاوی در نیم‌رساناها که باعث بوجود آمدن سوراخی در ساختار الکترونیکی کریستال میشود.

آوایش

[ویرایش]
  • /پَذیرَنده/؛ SAMPA: /"pazirande

نویسه گردانی

[ویرایش]

برگردان‌ها

[ویرایش]

ریشه‌شناسی

[ویرایش]

Pazirandé agent noun from paziroftan «to receive, accept, admit,» Mid.Pers. padiriftan, padir- «to receive, accept,» from Proto-Iranian *pati- + *grab- «to grab, seize, take,» Av./O.Pers. grab- «to take, seize;» cp. Skt. grah-, grabh- «to seize, take,» graha «seizing, holding, perceiving,» M.L.G. grabben «to grab,» from P.Gmc. *grab (E. grab)

PIE *ghrebh- «to seize.»."

Abbreviations and symbols


Transliteration of Persian characters

واژه‌های وابسته

[ویرایش]

پذیرفتن، پذیرش، پذیرا، پذیر، ناپذیر، پذیرفته

بن مایه (مرجع

[ویرایش]

حیدری ملایری، م. فرهنگ ریشه شناختی اخترشناسی و اخترفیزیک، ۲۰۰۵

انگلیسی
susceptive