پلت
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- فارسی
آوایش
[ویرایش]- /پَلَت/
اسم
[ویرایش]پلت (گیاهان)
- درختی از تیره افراها که جزو تیرههای نزدیک به گل سرخیان است و در سراسر جنگلهای خزر وجود دارد. برگهایش پنجهای است؛ گندلاش، پلاس، ستام، پَله، بلس.
- سفیدار شیردار.
- پِلِتْ: در گویش گنابادی یعنی محتویات، آنچه درون چیزی است، داشتهها (این واژه معمولا به صورت مکمل واژه خلط و پلت بکار میرود).
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین