پرش به محتوا

پلت

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌ لغت

[ویرایش]
  • فارسی

آوایش

[ویرایش]
  • /پَلَت/

اسم

[ویرایش]

پلت (گیاهان)

  1. درختی از تیره افراها که جزو تیره‌های نزدیک به گل سرخیان است و در سراسر جنگل‌های خزر وجود دارد. برگ‌هایش پنجه‌ای است؛ گندلاش، پلاس، ستام، پَله، بلس.
  2. سفیدار شیردار.
  3. پِلِتْ: در گویش گنابادی یعنی محتویات، آنچه درون چیزی است، داشته‌ها (این واژه معمولا به صورت مکمل واژه خلط و پلت بکار میرود).

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین