پوسیدن

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

(دَ)

مصدر لازم[ویرایش]

  1. فرسوده شدن، فاسد شدن، کهنه شدن.
  2. عفونت یافتن.
  3. پژمرده شدن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
rot