چل

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

(چِ)

چِلْ :(chel) در گویش گنابادی یعنی عدد چهل ، هورا کشیدن ، فرمانی برای شادی کردن و ابراز خوشحالی جمعی

چُلْ :(chol) در گویش گنابادی یعنی چوچوله زن ، کلیستوریس (Clitoris)

چَلَ :(chala) در گویش گنابادی یعنی چاله ، گودال ، قبر ، گور

صفت[ویرایش]

  1. کم عقل، نادان.
  2. دیوانه، مجنون.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(چَ)

اسم[ویرایش]

  1. سدی از چوب و علف و گل و خاک و سنگ که در پیش رودخانه بندند.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

(چُ)

  1. چول. چر: آلت تناسل مرد، نره.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

آوایش[ویرایش]

  • لهجهٔ هراتی:آلت تناسلی مردانه

برگردان‌ها[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

  1. کیر

آوایش[ویرایش]

صفت[ویرایش]

  1. خل ، بی عقل ، احمق

برگردان‌ها[ویرایش]

جستارهای وابسته[ویرایش]

  1. خل