یونول

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

ربشه شناسی[ویرایش]

  • پیش هند و ایرانی

آوایش[ویرایش]

  • [یُن/ئول]

فعل[ویرایش]

یونول

  1. کلمه دستوری٬ آمرانه٬ امر به کندن یا درآوردن لباس. سوای این فعل مفاهیم دیگری هم دارد که با جمله تداعی معنا پیدا می‌کند مانند یونولیت یا یونولیز یا یونولیزه.
  2. یون مصدر واژه‌های زیادی مثل یونولود٬ یونولده٬ یونولدیگ ... در گویش بهاری بوده و ارتباط مرموز بعضی از آنها مانند یونولیت یا یونیزه با زبان لاتین مکتوم است.

––––

برگردان‌ها[ویرایش]