accident

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

انگلیسی[ویرایش]

جستجو در ویکی‌پدیا ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ حادثه دارد

ریشه‌شناسی[ویرایش]

گرفته شده از انگلیسی میانه، از واژهٔ accident فرانسوی باستان، از accidēns در لاتین

آوایش[ویرایش]

  • آیپا: /ˈæk.sə.dənt/, سمپا: /"{k.s@.d@nt/
  • (پرونده)

اسم[ویرایش]

accident (شمردنی و ناشمردنی؛ جمع accidents)

  1. دشامد، حادثه، سانحه، رویداد
  2. رویداد بد پیش بینی نشده که بعدا باعث رنج کشیدن می‌شود.
    to die by an accident
    مرگ در اثر یک حادثه
  3. آنچه از روی بخت روی می‌دهد، رویداد شانسی.
  4. (ناشمردنی) بخت، شانس.
  5. (در ترابری)

رویداد ناخواسته مانند برخورد با یک وسیلهٔ دیگر که باعث مرگ یا آسیب (خسارت)

  1. شود.
    There was a huge accident on I5 involving 16 automobiles.
    در جادهٔ I5 یک تصادف بزرگ روی داده و ۱۶ خودرو در آن درگیر است.
    My insurance is expensive now, mostly because of those two accidents.
    بیمهٔ من در حال حاضر بسیار گران است بویژه به خاطر آن دو سانحه.
  2. دارایی، حقیقت یا رابطه‌ای که بدون آنکه در آن نقش داشته باشیم از آن برخورداریم.
    Beauty is an accident.
    زیبایی یک اتفاق است.
  3. (در زبان مودبانه)
  4. در مورد بیان بی اختیاری ادرار، یا بی اختیار بودن در کنترل خود.
  5. (در زبان مودبانه)
  6. بارداری ناخواسته
  7. (فلسفه و منطق)

کیفیت یا چگونگی، آنچه باعث پیدایش تفاوت میان مواد یا رویدادها می‌شود، مانند: نرمی، شیرینی، دلپذیری

  1. 1902, William James, The Varieties of Religious Experience, Folio Society 2008, p. 171:
    If they went through their growth-crisis in other faiths and other countries, although the essence of the change would be the same [...], its accidents would be different.
  2. (دستور زبان)

ویژگی همراه با یک واژه که برای آن رکن اصلی نیست مانند: جنسیت، شُمار و...

  1. (زمین شناسی)
  2. شکست نامنظم در یک سطح بدون آنکه دلیل روشنی داشته باشد.
  3. (w:fa:آرم‌شناسی)

نکته یا علامت روی w:fa:نشان خانوادگی که ممکن است بازسازی یا حذف شده باشد.

  1. (قانون)

دخالت‌های پیش بینی نشده، خارج از محاسبات. (casus)

  1. (نظامی)

یک رویداد از پیش برنامه ریزی نشده که باعث زخمی شدن یا مرگ افراد شود، زخمی شدن افراد یا خسارت دیدن از سوی دشمن یا نیروهای یورش برنده،

  1. (ناشمردنی) (کم کاربرد، فلسفه)

بروز، خود را نشان دادن، آشکاری.

هم معنی[ویرایش]

  • (رویداد ناخواسته و پیش بینی نشده)

befalling, chance, contingency, casualty, mishap

  • (قانون)

casus

عبارت‌های گرفته شده[ویرایش]

عبارت‌های مرتبط[ویرایش]

فرانسوی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

accident مذکر

  1. دشامد