bark

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

انگلیسی[ویرایش]

فعل[ویرایش]

bark (سوم شخص مفرد حال ساده barks، حال استمراری barking، گذشته ساده و گذشته استمراری barked)

  1. واقادن؛ واق واق کردن:
    They heard a dog barking outside.
  2. داد زدن:
    The sergeant barked (out) a succession of orders to the new recruits.

اسم[ویرایش]

bark (جمع barks)

  1. پوست درخت
  2. صدای واق
    My dog has a very loud bark.
    It was a noise like a dog's bark.