compromise

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

انگلیسی[ویرایش]

فعل[ویرایش]

  1. مصالحه کردن

The government has said that there will be no compromise with terrorists هیچ توافقی نیست.

  1. در معرض خطر قرار دادن ، لو رفتن
Run Baby , we’ve been compromised. بدو پسر ، لو رفتیم 


See

Endanger, Hazard, Jeopard, Jeopardize

==[ویرایش]

#لو دادن ، در معرض خطر قرار دادن