coordinate

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

انگلیسی[ویرایش]

فعل[ویرایش]

coordinate (سوم شخص مفرد از حال ساده coordinates, حال استمراری coordinateing, گذشته ساده و اسم مفعولی coordinateed)

  1. باهم کاراندن (باعث کارکردن شدن) چیزهای گوناگون جدا به‌عنوان یه کل به‌شکل موثر:
    We need someone to coordinate the whole campaign.
    A number of charities are coordinating their efforts to distribute food to the region.
  2. جورشدن یا جذاب دیده‌شدن باهم:
    The bed linen coordinates with the bedroom curtains.
    a coordinating jacket and skirt

برگردان‌ها[ویرایش]

اسم[ویرایش]

coordinate (جمع coordinates)

  1. یکی از جفت عددها و/یا کلمه‌ها که موقعیت دقیق یه نقطه را روی نقشه یا نمودار می‌نماید

برگردان‌ها[ویرایش]