از ویکی‌واژه



decorate (سوم شخص مفرد حال ساده decorates، حال استمراری decorating، گذشته ساده و گذشته استمراری decorated)

  1. آمودن؛ تزئین کردن:
    They decorated the wedding car with ribbons and flowers.
  2. فامیدن (رنگ‌آمیزی کردن)؛ کاغذاردن (با کاغذ پوشاندن، کاغذ دیواری کردن):
    We're going to decorate the kitchen next week.
    I hate the smell of paint when I'm decorating.
  3. مدال دادن:
    All four firefighters were decorated for bravery.