آمودن

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

مصدر گذرا[ویرایش]

  1. ساختن یا گرفتن چیزی یا مهیا کردن کسی/چیزی برای انجام کاری در آینده؛ آماده کردن:
    سیستم عامل رایانه‌ام را برای توسعه نرم‌افزار آمودم.
  2. افزودن چیزی به یه شی یا مکان، بویژه بعنوان تزیین:
    میزشان را با چند شاخه گل رز آموده بودند.
    خودروی عروسی را با چند شاخه گل آمود.
  3. [برنامه‌نویسی] افزودن عملکردهایی به یه تابع/متد:
    در پایتون برای آمودن یه تابع از نویسه‌ی @ استفایشد (استفاده می‌شود).

صرف فعل[ویرایش]

آمودن [آمودَنْ]



ترکی[ویرایش]

فعل[ویرایش]

  1. برآمودن؛ به نخ کشیدن گوهرها و مهره‌ها
  2. تزئین کردن
  3. آماده کردن