halt

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

انگلیسی[ویرایش]

فعل[ویرایش]

halt (سوم شخص مفرد از حال ساده halts, حال استمراری halting, گذشته ساده و اسم مفعولی halted)

  1. ایستادن، متوقف کردن
  2. متوقف شدن

اسم[ویرایش]

halt (جمع halts)

  1. ایست، توقف