sort

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

انگلیسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

sort (جمع sorts)

  1. یه گروه شی هم‌نوع یا دارای کیفیت‌های مشابه:
    We both like the same sort of music.
    This sort of camera is very expensive.
  2. یه شخص دارای شخصیت مشخص یا پیشنهادی:
    He seemed like a decent sort to me.

فعل[ویرایش]

sort (سوم شخص مفرد از حال ساده sorts, حال استمراری sorting, گذشته ساده و اسم مفعولی sorted)

  1. رتبیدن شماری از چیزها یا گروه‌بندی آن‌ها
    I'm going to sort these old books into those to be kept and those to be thrown away.
    You can use the computer to sort the newspaper articles alphabetically, by date, or by subject.

برگدان[ویرایش]