جور
ظاهر
(جُ وْ)
فارسی
[ویرایش]جوْر :(jwr) در گویش گنابادی یعنی محیا ، آماده ، تهیه ، ردیف کردن
ریشهشناسی
[ویرایش]- اوستایی و پهلوی
مصدر لازم
[ویرایش]- ستم کردن، ظلم کردن.
- ۱. واژه «جور» واژه «جور» (یا «گور») ریشهای باستانی دارد و در اوستایی، پهلوی و سانسکریت دیده میشود. نکات اصلی به شرح زیر است: اوستایی: واژهی gūr به معنی «قبر» یا «گور» است. پهلوی: در پهلوی، فرم g-r به معنی «قبر» یا «دشت» آمده است. سانسکریت: در سانسکریت، واژگانی با gūr برای مکانهای دشت یا گورستان دیده میشود، که نشاندهنده یک ریشه هند و ایرانی با مفهوم «مکان» یا «زمین وسیع» است. --- ۲. معانی در زبانهای مختلف زبان واژه معنی مثال اوستایی gūr قبر – پهلوی g-r قبر، دشت – فارسی میانه gūr قبر، گورستان – فارسی نو گور قبر، گورستان گور خر → خر دشت (حیوان دشتزی) > نکته مهم: در پهلوی و اوستایی، گاهی واژه g-r / gūr به معنای «دشت» نیز آمده است که از مفهوم «جای وسیع» ناشی میشود. --- ۳. نکات ریشهشناسی ریشهی gūr ریشهای هند و ایرانی است و در اوستایی، پهلوی و سانسکریت مشترک است. این واژه در فارسی به شکل «گور» تثبیت شد و عمدتاً به معنی «قبر» به کار رفت، اما در ترکیبهایی مثل «گور خر» معنای اصلی «دشت» حفظ شده است. --- ۴. منابع معتبر 1. لغتنامه دهخدا، مدخل «گور» 2. فرهنگ معین، مدخل «گور» 3. فرهنگ عمید، مدخل «گور» 4. DÉROCHE, François. Avestan Dictionary (Paris, 1988) – برای واژههای اوستایی 5. MacKenzie, D. N. A Concise Pahlavi Dictionary (Oxford, 1971) – برای پهلوی 6. Monier-Williams, Monier. A Sanskrit-English Dictionary (Oxford, 1899) – برای واژههای سانسکریت ---
اسم
[ویرایش]- ستم، ظلم.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین
اسم
[ویرایش]- نوع، گونه.
- منظم، مرتب.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ لغت معین
برگردانها
[ویرایش]
|
برگردانها
[ویرایش]
|
- انگلیسی
- tyranny
- sort
- oppression
- kind
- ilk
- idoneous
- genus
- genre
- congurous
- concordant
- class
- brand
- accordant
- well set
- symmetry
- suit
- such
- square
- sorter
- somehow
- same
- piece
- patchy
- otherguess
- omnifarious
- mesh
- jump
- irreconcilable
- homogeneous
- consort
- concert
- comport
- compatible
- compact
- assorted
- assort
- alike
- adhere
- adequateness
- adapt
- accordance
- accord
- trebucket
- trebuchet
- sort merge
- sort key
- selection sort
- quicksort
- property sort
- petard
- pan
- pair
- oscillating sort
- miller
- merge sort
- matchable
- match
- internal sort
- insertion sort
- in place sort
- heteromorphic
- griffon
- gram
- fret
- external sort
- downgrade
- die sort
- cracker
- costrel
- coapt
- bucket sort
- bubble sort
- aggrieve
- tierce
- staple
- replicate
- presort
- patch
- multipass sort
- mignonette
- mantilla
- lotus
- lotos
- jigger
- freesia
- cricket
- busby
- brownie
- trammel
- tartan
- salamander
- polyphase sort
- moonstone
- homogenize
- homogenization
- custard
- chrysoprase
- canker
- thorough paced
- garron