آیین

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] اسم

  1. آئین:
  2. رسم، عادت.
  3. معمول، متداول، مرسوم، سنت.
  4. شیوه، روش.
  5. کردار.
  6. قاعده، قانون.
  7. سامان، اسباب.
  8. زیب، زینت.
  9. فر، شکوه.
  10. مذهب، کیش.
  11. تشریفات.
  12. طبیعت، نهاد، فطرت.
  13. شهرآرای، جشن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] برگردان‌ها

  1. فارسی:
رسم / سنت / عادت / داب
  1. انگلیسی:
  2. custom
  3. ritual
  4. creed,religion
  5. cult
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر