بود
از ویکیواژه
پرش به:
ناوبری
,
جستجو
محتویات
۱
فارسی
۱.۱
صفت مرکب
۱.۲
مصدر لازم
۱.۲.۱
منابع
۱.۳
فعل
۱.۴
اسم
۱.۴.۱
برگردانها
[
ویرایش
]
فارسی
(م
[
ویرایش
]
صفت مرکب
وجود.
هستی، سرمایه. بو دادن (دَ)
[
ویرایش
]
مصدر لازم
تفت دادن چیزی روی آتش، مانند تخمه و فندق و پسته و بادام و ذرت.
[
ویرایش
]
منابع
فرهنگ لغت معین
[
ویرایش
]
فعل
بود
گذشتهٔ
است
[
ویرایش
]
اسم
بود
هستی
وجود
[
ویرایش
]
برگردانها
انگلیسی
was
wellbeing
reminiscent
reminiscence
perhaps
perchance
monument
memory
stele
stela
monumentalize
memorialist
commemorative
adonis
antaeus
sisyphus
catastasis
ردههای صفحه
:
فعلهای فارسی
اسمهای فارسی
صفتهای مرکب فارسی
ابزارهای شخصی
ورود به سامانه / ایجاد حساب کاربری
گویشها
فضاهای نام
بحث
سرواژه
جستجو
عملکردها
بازدیدها
نمایش تاریخچه
ویرایش
خواندن
گشتن
صفحهٔ اصلی
ورودی کاربران
واژه درخواستی
تغییرات اخیر
سرواژهٔ تصادفی
راهنما
کمک مالی
جعبهابزار
پیوندها به این صفحه
تغییرات مرتبط
صفحههای ویژه
نسخهٔ قابل چاپ
پیوند پایدار
یادکرد پیوند این مقاله
زبانهای دیگر
English
Nederlands