سل

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(سُ)


محتویات

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی


[ویرایش] اسم

  1. پنجمین نُت از نُت‌های هفتگانة موسیقی.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(سَ)

[ویرایش] ریشه‌شناسی

  1. سیل. شل: سلاحی است مانند زوبین هندوان را.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

[ویرایش] ریشه‌شناسی

  1. ظرفی که در روی طعام و جز آن نهند؛

[ویرایش] جمع

  1. سلال.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

[ویرایش] ریشه‌شناسی

  1. آن چه بیرون کشیده شود از چیزی.
  2. نطفه.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(س)

  1. مرضی است عفونی و واگیردار که بیشتر ریه و غدد لنفاوی به آن دچار می‌شوند. عامل آن باسیلی است به نام باسیل کخ.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

  1. پُل چوبی.
  2. قای

[ویرایش] مصدر متعدی

  1. برکشیدن شمشیر، کارد و غیره.
  2. بریدن رگ.
  3. داغ کردن. مخصوصاً داغ کردن شریان صدغ که درد شقیقه و خیالات و منع نزول آب را نافع

[ویرایش] استعاره

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] صفت

  1. مرد دندان ریخته.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(~.)

[ویرایش] ریشه‌شناسی

[ویرایش] قید

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] اسم

  1. سل
  2. بیماری ریوی

[ویرایش] آوایش

  • [sel]، /سِل/

[ویرایش] برگردان‌ها


جستجو در ویکی‌پدیا ویکی‌پدیا مقاله‌ای دربارهٔ سل دارد
انگلیسی
white plague
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر