شیر
از ویکیواژه
محتویات |
[ویرایش] فارسی
[ویرایش] ریشهشناسی
[ویرایش] اسم
- مایعی سفید رنگ و مغذی با طعم شیرین که از پستانهای پستانداران ماده پس از زایمان ترشح میشود. ؛~ پاک خورده کنایه از: اصیل و با اصل و نسب، با حسن نیت و خوش عمل. ؛ از ~ مرغ تا جان آدمیزاد کنایه از: چیزی که یافتنش در حکم محال باشد.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
[ویرایش] ریشهشناسی
- پستانداری است وحشی و گوشت خوار از راستة گربه سانان که بسیار نیرومند و چابک
[ویرایش] استعاره
- نر آن یال دارد.
(عا.)
- موفق، پیروز. ؛ ~ بچه کنایه از آن که با وجود جوانی بسیار شجاع و دلیر
[ویرایش] استعاره
؛~ کردن کسی برانگیختن آن کس، تشجیع و تحریک کردن وی. ؛ ~و خط انداختن قرعه کشیدن یا فال زدن یا قمار کردن. (در سکههای رایج پیش از انقلاب اسلامی بر یک روی نقش شیر و خورشید و بر رویة دیگر ارزش سکه به خط عادی حک شده بود)
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
- ابزاری فلزی که به لولههای گاز یا آب برای باز یا بستن آن وصل میکنند. ؛ ~فلکه شیر قطع و وصل یا تنظیم جریان سیال با دستة دایرهای شکل.
[ویرایش] منابع
- فرهنگ لغت معین
[ویرایش] اسم
شیر (جمع شیرها)
- مایعی خوراکی است که توسط غدد پستان پستانداران تولید میشود. شیر غذای اصلی نوزادان را تشکیل میدهد که هنوز توانایی گوارش غذاهای گوناگون را ندارند.
- جانوری نیرومند با سری بزرگ، پاهای بزرگ و قوی و دمی بلند از جنس پلنگشکلان است.
- وسیلهای که برای باز و بست، تنظیم و کنترل جریان مایعات یا گازها به کار میرود.
[ویرایش] برگردانها
مایعی خوراکی
جانوری نیرومند با سری بزرگ، پاهای بزرگ و قوی و دمی بلند از جنس پلنگشکلان است
وسیلهای که برای باز و بست، تنظیم و کنترل جریان مایعات یا گازها
[ویرایش] کردی
[ویرایش] اسم
- شیر
- (نوشیدنی)
شیر
- ایتالیایی
[ویرایش] اسم
- انگلیسی
- sop
- milk
- lion
- leo
- walrus
- valve
- top milk
- taraxacum
- tap
- stopcock
- spigot
- pet cock
- nursery
- nurse
- milkwort
- milkman
- milch
- lionize
- lionhearted
- leonine
- lactogenic
- lactiferous
- lactic
- lactescent
- lacteal
- lactation
- lactate
- galax
- galactopoiesis
- foster
- faucet
- defy
- dairyman
- dairy
- cub
- crud
- butterfat
- brat
- bonnyclabber
- aulait
- amazonian
- whey
- suckling
- starflower
- skim
- parve
- pareve
- panade
- panada
- nursling
- nursing bottle
- milky
- milkmaid
- hydrant
- griffin
- casein
- bibcock
- bibb cock
- ablactation
- ablactate
- wean
- taphole
- soda fountain
- set in
- pitch and toss
- milk shake
- marplot
- fireplug
- curd
- weanling
- soda cracker
- soda biscuit
- posset
- milksop
- milk punch
- mannitol
- mannite
- eggnog
- sippet
- french toast
- dry nurse
- weaner
- lactose
- salis bury steak
- cream cheese
- cambric tea
- adulterate
- sphinx
- hasty pudding
- fudge
- soy
- emulsion
- hominy