قطار

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

(قَ)

محتویات

[ویرایش] عربی

[ویرایش] اسم

  1. یک رشته ش

[ویرایش] فارسی

[ویرایش] ریشه‌شناسی

  1. در فارسی نام وسیلة مسافربری، ترن.
  2. صف، ردیف.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] برگردان‌ها



ایتالیایی

[ویرایش] اسم

treno

انگلیسی
train
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر