لور

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. مادة پنیری که از شیر بریده حاصل شود، چون آب شیر را که مایع پنیر زده باشند و آب آن خارج شده، بجوشانند مایعی سفیدرنگ مانند پنیر به دست می‌آید که آن را لور گویند.
  2. خط رایج زبان لری شمالی که مختص لر های عراق و ایران و... میباشد.

نمونه:

فارسی لری
به صفحه بحث من خوش آمدید بہ ٻڤه گژ مو خىش اووىته (البته در زبان لری به (به) وه میگویند نه (به) من برای نشان دادن ه چسبان این جوری نوشتم)
قدم خیر یک زن لر از طایفه قلاوند است قدم خىر ىک زىن لور ها د ۈاىفه قلاون
لکی زبان رایج لر های کوچک از شاخه لری تبار شمالی است لکى زوون روىج ها د لورون کىچه د شاخه لورى توىور شوالى
کلهر بزرکترین ایل لر در کردستان است کلور ها د گژ ترى اىل لور د کوردستون

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین
  1. کمان حلاجی، کمان پنبه زنی.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین
  1. شوخی، بی حیایی.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

اسم[ویرایش]

  1. سیل، سیلاب.
  2. زمینی که آن را سیلاب کنده باشد.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین