نمک

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] فارسی

(نَ مَ)

[ویرایش] اسم

مادة سپیدی است که به آسانی سوده می‌گردد و در آب حل می‌شود و آن را از آب دریا و معدن به دست می‌آورند. ؛ ~ به حرام (عا.)

  1. ناسپاس، حق ناشناس. ؛ ~ را خوردن و نمکدان را شکستن کنایه از: به ولی نعمت خود خیانت کردن.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معیننمک (جمع نمک‌ها)
  1. نمک

[ویرایش] آوایش

[næˈmæk]، /نَمَک/

[ویرایش] برگردان‌ها


ایتالیایی

[ویرایش] اسم

sale

انگلیسی
sal
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر