کی

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

محتویات

[ویرایش] فارسی

(کَ)

[ویرایش] اسم

  1. پادشاه بزرگ و قهار.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(کَ یا کِ)

[ویرایش] صفت

  1. پاک، خال

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] قید

ادات استفهام، ضمیر استفهامی)

  1. که ¿ چه کس ¿

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(پس)

  1. گاه به کلمه‌ای ملحق شود و قید سازد: پس پسکی.
  2. گاه به اسم ملحق گردد و صفت سازد. (به معنی دارنده و صاحب)
  3.  : آبکی.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

(~.) (ادات استفهام،

[ویرایش] قید

استفهام زمان)

  1. چه وقت ¿ چه زمان ¿: کی آمد، کی رفت.
  2. چگونه، چطور.

[ویرایش] منابع

  • فرهنگ لغت معین

[ویرایش] برگردان‌ها

ایتالیایی

[ویرایش] حرف ربط

quando

[ویرایش] ضمیر

chi

انگلیسی
who
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر