free

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

انگلیسی[ویرایش]

آوایش[ویرایش]

  • آیپا: /fɹiː/, سمپا: /fri:/
  • (پرونده)
  • (پرونده)
    ریمز: -iː

صفت[ویرایش]

free (نسبی freer, عالی freest)

  1. برده و زندانی نبودن
    a free man
  2. بدست آوردن بدون پرداخت وجه نقد.
    All drinks are free
  3. محدود نشده.
    He was given free rein to do whatever he wanted
  4. استفاده نشده.
    Go sit on this chair, it's free.
  5. بدون اجبار.
    free time
  6. (نرم‌افزار) با کمترین محدودیت‌ها در توزیع یا بهبود.
    Linux kernel is free software.
  7. شامل نشدن، بدون
    We had a wholesome, filling meal, free of meat

هم‌معنی‌ها[ویرایش]

واژه‌های مشتق‌شده[ویرایش]

واژه‌های وابسته[ویرایش]

برگردان‌ها[ویرایش]