free
از ویکیواژه
محتویات |
انگلیسی [ویرایش]
آوایش [ویرایش]
صفت [ویرایش]
free (نسبی freer, عالی freest)
- برده و زندانی نبودن
- a free man
- بدست آوردن بدون پرداخت وجه نقد.
- All drinks are free
- محدود نشده.
- He was given free rein to do whatever he wanted
- استفاده نشده.
- Go sit on this chair, it's free.
- بدون اجبار.
- free time
- (نرمافزار) با کمترین محدودیتها در توزیع یا بهبود.
- Linux kernel is free software.
- شامل نشدن، بدون
- We had a wholesome, filling meal, free of meat
هممعنیها [ویرایش]
- (بدست آوردن بدون پرداخت وجه نقد): free of charge، gratis
- (محدود نشده): unconstrained، unfettered، unhindered
- (نرمافزار: با کمترین محدودیتها در توزیع یا بهبود): libre
- (شامل نشدن): without
واژههای مشتقشده [ویرایش]
واژههایی که از free مشتق شدهاند
واژههای وابسته [ویرایش]
برگردانها [ویرایش]
محدود نشده
|