fret

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری, جستجو

[ویرایش] انگلیسی

[ویرایش] فعل

to fret (سوم شخص مفرد حال ساده frets، صفت فاعلی fretting، گذشته ساده fretted یا fret، حال کامل fretted یا fretten(به طور معمول در ترکیب‌ها)

  1. )
  1. جويدن، خوردن
  2. بد خلقی‌ کردن
  3. ناراحت/نگران بودن
ابزارهای شخصی

گویش‌ها
فضاهای نام
عملکردها
گشتن
جعبه‌ابزار
زبان‌های دیگر