hibernate
از ویکیواژه
[ویرایش] انگلیسی
[ویرایش] فعل
to hibernate (سوم شخص مفرد حال ساده hibernates، صفت فاعلی hibernating، گذشته ساده و اسم مفعولی hibernated)
- (فعل لازم) سپری کردن زمستان در بیهوشی.
- (فعل لازم) (رایانش) وارد شدن به حالت انتظار که انرژی را بدون از دست دادن اطلاعات حافظه، ذخیره میکند.
- Your computer hibernates after it has been idle for the specified amount of time.
[ویرایش] برگردانها
سپری کردن زمستان در بیهوشی
|