زمستان

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(زَ یا زِ مِ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم مرکب[ویرایش]

  1. چهارمین فصل از فصل‌های سال.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین
یک چشم‌انداز زمستانی

اسم[ویرایش]

  1. زمستان
  2. چهارمین و آخرین فصل سال. مرکب است از لفظ «زم» که به معنی سردی است و لفظ «ستان» که برای کثرت و نیز برای ظرفیت باشد. فصل چهارم از چهار فصل سال، ضد تابستان و موسم سرما. شتا. ابوالعجل. و آن سه ماه است: جدی دلو. حوت. (از: «زم»، سرما + «ستان»، پسوند زمان)

پهلوی «زمیستان».

آوایش[ویرایش]

[zemestan]

برگردان‌ها[ویرایش]


ریشه‌شناسی[ویرایش]

  1. |+فصل‌ها
  2. |-

! بهار !! تابستان !! پاییز !! زمستان

  1. |}
ایتالیایی

اسم[ویرایش]

inverno

انگلیسی
winterer