پرش به محتوا

اسار

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]

عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /اِسار/

اسم مصدر

[ویرایش]

اِسار (قدیم)

  1. اسپری، اسارت. اسیری، بردگی. اسیر کردن.
  2. بند، دوال، افسار. چیزی یا کسی را به بند کشیدند.
  3. اُسار :در گویش گنابادی یعنی بند، کمند، کنترل چیزی یا کسی.
  • لری

اسم

[ویرایش]
  1. ستاره. استاره‌.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین