ستاره

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(س رِ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. اجرام نورانی در آسمان که نورشان به علت حرارت زیادشان می‌باشد، بسته به شدت حرارت رنگ ستاره‌ها فرق می‌کند.
  2. جرقه. ؛ ~ سهیل بودن کنایه از: کم پیدا و دیریاب بودن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

ستاره کلمه ای است که در زبان اصلی (پهلوی) استره بوده . این کلمه به معنای شئ پرنور می باشد.

آوایش[ویرایش]

  1. سِ رِ

اسم[ویرایش]

(اخترشناسی)

  1. گوی که در آسمان از خودش روشنایی دارد و در یک جا ثابت است.
  2. نام دختر ایرانی

برگردان‌ها[ویرایش]

ایتالیایی

اسم[ویرایش]

stella

اسم[ویرایش]

astro

انگلیسی
star