اشک

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

آوایش[ویرایش]

(اَ)

اسم[ویرایش]

اسم

  1. قطره، قطرة آب، چکه.
  2. سرشک، آبِ چشم که موقع گریستن از چشم جاری می‌شود.
    ~ تمساح ریختن اظهار همدردی و غمخواری کردن با کسی از روی ظاهر و به دروغ.
    ~ کسی دم مشکش بودن به مختصر ناملایمی گریه کردن، همواره آمادة گریستن (به طعنه یا تحقیر)
  3. درختچه‌ای از تیرة پروانه واران که اصل آن از سیبری است و در ایران در نواحی استپی و کوهستان‌های خشک اطراف کرج می‌روید.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

اسم خاص[ویرایش]

  1. ارشک: نام مؤسس خاندان اشکانیان. عنوان هر یک از پادشاهان سلسلة مذکور.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

اسم[ویرایش]

  1. مایعی است مثل آب از چشمان انسان سرازیر میشود.اشک بیشتر در خوشحالی ها،ناراحتی ها و گریه کردن می آید.
  1. همچنین در هوای سرد،هوای آلوده،اکسیژن بیش از حد هم سرازیر میشود.بیماری هایی مانند:آب مروارید،شب کوری هم موجب جاری شدن اشک میشود.

برگردان‌ها[ویرایش]

  1. جمع: اشک ها

Ambox notice.png مثال[ویرایش]

  1. اشک از چشمانش سرازیر شد.
  1. اشکت را پاک کن.
  1. از ناراحتی اشک از چشمانم جاری شد.

ایتالیایی

اسم[ویرایش]

lacrima

انگلیسی
teardrop