اندر

از ویکی‌واژه
پرش به: ناوبری، جستجو

(اَ دَ)

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

حرف اضافه[ویرایش]

  1. در، تو، در میان.
  2. گاه به صورت پیشوند بر سر افعال می‌آید و معنی داخل شدن می‌دهد؛ اندر آمدن، اندر افتادن.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
into