پرش به محتوا

بقیه

از ویکی‌واژه

The Rest

[ویرایش]

فارسی

[ویرایش]

بَقیِه (با یای مشدد) یعنی آنچه باقی مانده، بجاماندۀ آنچه دیگر نیست (مصرف/نابود شده یا رفته). معمولاً بقیه‌رو مطالبه یا در موردش صحبت می‌کنیم مثلاً می‌گیم «بقیه‌ش» یا بقیه که فلانطور شد و معمولاً می‌پرسیم «بقیه‌ش کو؟» یا «بقیه‌کجان؟» یا توضیح می‌دیم بقیه‌ش چی شد.

واژه‌شناسی

[ویرایش]

اسم‌آلت بر وزن فعیله از ریشه بقا

مشابهات

[ویرایش]
  • بازمانده
  • باقیمانده
  • بجامانده
  • دنباله
  • رِست
  • ماترک
  • مانده

مشتقات

[ویرایش]

بدون‌‌بقیه

بقایا بقیه‌کجان؟

بقیه نداره؟ اصطلاح محاوره‌ای در خرید توسط خریدار که یعنی: پولی که دادم بقیه نداره؟

دهه۴۰۰ با کارت‌خوان و نابودی پول‌نقد این جمله به تاریخ پیوست!

بقیۀ پول اصطلاحاً اضافی(خرده) وجه پرداختی در خرید نقد که توسط فروشنده به خریدار برگردونده می‌شد.

بقیه پول گرفتن از گدا

سال۹۰ در اتوبوس برخورد کردم اما ندیدم کسی حیرت یا خنده کنه. سابقا" تصور این بود که به‌گدا هر چی بدی پس نمی‌ده و اگه کسی بخواد بزور پس‌بگیره آبروش می‌ره ولی با کم‌شدن پول خورد اینم شد یک راه پول خورد کردن و ثواب‌بردن!

بقیة‌الله

بقیه‌ش

بقیه‌ش؟: مخفف بقیه‌ش کو؟

بقیه‌ش هاپولی شد!

کو بقیه‌ش؟

برگردان‌ها

[ویرایش]
ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین
  • دائرةالمعارف جاوید