تخت

از ویکی‌واژه
پرش به ناوبری پرش به جستجو

(تَ)

پهلوی[ویرایش]

اسم[ویرایش]

  1. کرسی، نشیمنگاه.
  2. جایگاه ویژة پادشاه به هنگام بارعام.
  3. نشیمنگاهی با چهارپایه از جنس چوب یا فلز به شکل‌های مستطیل یا مرب

فارسی[ویرایش]

ریشه‌شناسی[ویرایش]

  1. هر جای مسطح و برابر و هموار.
  2. کف کفش.

منابع[ویرایش]

  • فرهنگ لغت معین

اسم[ویرایش]

  1. تخت

[گفتاری]

  1. تختخواب، وسیله ای برای خوابیدن روی آن، داری سطحی معولا مستطیل و مسطح است.

صفت[ویرایش]

[گفتاری]

  1. مطمئن؛ آسوده؛ راحت
    خیالت تخت! مشکلی پیش نمی‌آید.
  2. داری سطح هموار
    برای کشاورزی زمین تخت بهتر است.

اصطلاحات[ویرایش]

  1. تخت گاز رفتن: با سرعت زیاد رفتن (معمولا در رانندگی)

برگردان‌ها[ویرایش]

انگلیسی
throne